حالا نه سیاست مرا می فهمد و نه من او را..
بنام خدا
ظاهرا به نقطه ای رسیده ام که فهمی که از سیاست و جهان و عدالت و آزادی و انصاف و شرافت دارم با آن چه می بینم و می خوانم هم خوانی و هم آوایی ندارد.
آرمان ها و رویاها هم می تواند آدمی را به اوج ببرد و هم قادر است او را زمین گیر و متحیر سازد؛ آن گاه که زمانه و شرایط پا به پایِ آرمانت پیش برود تو به اوج خواهی رفت و وقتی آن چه می بینی و می خوانی و می شنوی کمترین نسبتی با رویاها و باورهایت ندارد متوقف و متحیر می شوی.
نمی فهمم چرا فرانسه، ترکیه و.. دارد بیشترینِ سود را از اقتصاد ایران می برد و هم زمان اجازه دارد بزرگ ترین میتینگ ها را برایِ تروریست هایی که دست شان به خونِ جوانانِ کشورم آلوده ست برپا کند و هیچ صدایی به اعتراض بلند نشود.
نمی فهمم چگونه برایِ یک شعرخوانی در نماز عید فطر همه به صدا در می آیند و موضع می گیرند و برای ربا و فحشا و تن فروشیِ دخترانِ نوجوان و بالا رفتنِ آمار طلاق و اینهمه شکاف طبقاتی هولناک بین مردم و .. صدا از کسی بلند نمی شود.
این همه ماجرا در این کشور رخ داده و هنوز سوالِ بعضی ها این است که چرا فلانی مثلا ده سالِ پیش فلان حرف را زد و منظورش چه بود؟! و از میانِ این همه فاجعه اسفناک و توافق ها و اختلاس ها و تبعیض ها تمامِ دغدغه و مساله اش همین است.
متوجهِ این همه تناقض و استاندارد های دوگانه نمی شوم.
متوجه این همه قبیله گرایی این همه حزب بازی و جناح بازی. دو کمپانی اصلاح طللب و اصولگرا نمی شوم..!!
نمی فهمم چگونه می شود مدعیِ ادب مرد به زد دولت او بود و این همه فحاش و هتاک و بی ادب بود.
نمی فهمم چگونه می شود مدعیِ هیاتی بودن و مسلمان و شیعه بودن بود و مثلِ آب خوردن تهمت زد و آبرو برد و قضاوت کرد و حکم داد.
نمی فهمم چرا فیش های نجومی، رشوه، فساد و.. در برخی پروژه ها و رانت خواری تنِ کسی را نمی لرزاند؟!
چرا کیفیتِ خودروهای داخلی و عدمِ تناسب قیمت و کیفیت برای هیچ کسی مساله نیست؟!
چرا وضعیتِ دادگاه و پاسگاه و بیمارستان و ادارات و نوع برخورد با مردم و روندِ بوروکراسی اداری کسی را نگران نمی کند؟!
رشدِ جمعیت معکوس فاجعه بار است و کسی نمی ترسد.
سن ازدواج بالا رفته است و کسی نگران نیست.
زنان مطلقه فراوان شده اند و کسی در فکر چاره نیست.
ارتباطات غیر اخلاقیِ تلگرامی و ارتباطات در فضای مجازی عادی تر از عادی شده و هیچ کس به فکر نیست.
فاصله طبقاتی هولناک است و هر سال بیشتر و هولناک تر می شود.
نمی دانم چگونه می شود و اصلا امکان دارد انسانی به خاطر سه کامنت پای مطلبش محکوم و از زن و فرزندان و خانواده دور شود.
نمی فهمم چرا باید انتقاد و نگاهی دیگر داشتن جرم باشد.
نمی دانم چرا باید وزیری به خاطر مدرک در مجلس هتک حرمت و حیثیت شود و نهایتا دق کند و دیگر مدرک هیچ کس دیگری برای هیچ کس مهم نباشد.
چگونه و چرا شخصی که سال ها خدمت می کند و از زن و فرزند و زندگی و آسایشش می زند باید این گونه مورد بی مهری قرار گیرد...
حالا نه سیاست مرا می فهمد و نه من او را .؟؟..!!
...............ٔ.
.........
#محمدرضا_سابقی
T.me/sabeghiiran
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 23:28 توسط وحيد بخشی
|
سلام، از اينكه به اين وبلاگ سر زدين ممنون.